جشنواره وبلاگ نویسی

آدرس جدید بلاگ کانون فضای مجازی بسیج داشجویی پیام نور فیروزاباد بصورت زیر تغییر کرد (البته برای مسابقه وبلاگ نویسی) :


cybercube.blogfa.com


البته که ما از حضور بلاگمون در سرویس بلاگ اسکای راضی بودیم ولی نمیدونم چرا مجبورمون کردن از بین بلاگفا و میهن بلاگ و یکی دیگه از سرویس ها ، یکی رو انتخاب کنیم !

به هر حال ما بهتر دیدیم هم رنگ جماعت بشیم و بلاگفا رو انتخاب کنیم .

با ورود به بلاگ ، رنگ قشنگشو قشنگ تر کنید !

ایران تجربه ای گرانبها برای آمریکا

 شاه رفت

شاید یکی از مهمترین گامهای پیروزی انقلاب اسلامی فرار شاه در 26 دی ماه 57 بود،فراری که در پی فشارهای متعدد مردم رخ داد و مسیر حرکت انقلابی مردم و حضور امام را هموارتر کرد.

این رفتن موجب سرعت گرفتن بیش از پیش انقلاب مردم ایران شد تا جایی که کمتر از یک ماه بعد امام خمینی نیز به ایران بازگشتند و رسما انقلاب اسلامی ایران به رهبری شخصیت برجسته و همه جانبه امام صورت گرفت.

امپریالیسم جهانی و آمریکا در مورد از دست دادن ایران به عنوان مهمترین ژاندارم منطقه که حافظ اصلی منافعشان بود هرگز چنین تصوری را نکرده بودند.تصور این که شخصیتی روحانی با محور قرار دادن مردم و حرکت دادن آنها قیامی عظیم به پا کند و درنهایت منجر به انقلابی شود که تبعات و ترکش های آن همه جهان را فراگیرد.

آمریکایی ها در آن زمان دو اشتباه عمده در مورد قدرت اسلام و قدرت ایران کردند: اول اینکه از قدرت عظیم ملت ایران باخبر نبودند و تصور میکردند با چند بار حکومت نظامی و ایجاد رعب و وحشت در میان مردم می توانند مانع حضور مردم شوند.  

و دوم اینکه آنها با جایگاه ولایت فقیه و رهبری امام خمینی آشنایی نداشتند.آنها تصویر این را نمی کردند که یک پیر مرد ریش دار و نحیف بتواند ملتی را اینگونه بیدار کند و جهان را این گونه در حیرت بگذارد چون برایشان چنین شخصیتی تعریف نشده بود.آنها هرگز فکر نمی کردند که ملت ایران با خواندن کاغذ پاره هایی از سخنان امام اینگونه شورانگیز به خیابان ها بریزند.آنها هرگز فکر نمی کردند با وجود حکومت نظامی و حضور عدوات جنگی و تانک ها در خیابان های شهر، مردم دوباره و به دستور امام به خیابان ها بریزند و مسرانه و عاشقانه سینه سپر کنند در برابر گلوله های سربی که اگراز لوله اسلحه ها در آمد طبق قوانین فیزیک هم که حساب شود سینه ها را می شکافت و طبق قوانین زیست شناسی زندگی را برایشان تمام می کند.اما ملت ایران عاشقانه حرکت می کردند و در عشق هرگز قانونی نیست، آنها عاشق امام و رهبری و ولایت فقیه بودند.ملت ایران گمشده خود را در وجود این ولایت الهی یافته بود.

اکنون و با گذشت سی و دو سال از عمر این انقلاب الهی،در کشورهای منطقه دومینویی از تغییر و تحول در حال ایجاد است و انشا الله این بیداری به اسلامگرایی ملتها بیانجامد. 

همیشه به این فکر می کردم که مردم مصر چگونه یک حکومت ظالم را تحمل می کنند؟ چرا دربرابر ظلمهای مبارک نمی ایستند؟ مگر آنها مسلمان نیستند؟ ؟ و چراهای دیگر....

و ایام پیروزی انقلاب اسلامی ایران فرصتی را ایجاد کرد تا اندک تامل و نگاهی متفاوت به انقلاب و مقایسه آن با قیام مردم مصر داشته باشم.اینکه روزی هم مردم ما در چنین شرایطی قرار داشتند و نسلی از مردم من و به رهبری امام به خیابان ها ریختند و انقلاب کردند.

در مصر هم اینگونه بود و بالاخره بغض در گلو فشرده شده مردم مصر آزاد شد. این ظلمهای حکومتی مانند فشاری بود که بریک فنر وارد می شود،که اگر جلوی این فنر را به گونه ای نگیریم ناخودآگاه آزاد می شود و فوران می کند و می شود قیامی بر علیه حکومت ظالم.

down with usa

تجربه ای گرانبها

اما در سر راه انتخاب مردم مصر سدی وجود دارد به نام اسراییل و آمریکا.

آمریکایی ها اکنون با تجربه تر از قبل هستند.آنها سی و دو سال قبل در ایران تجربه ای گران بها کسب کردند. سال 57 وقتی شاه ایران به در خواست آمریکا از ایران رفت آمریکایی ها درپی انتخاب فرد دیگری بودند تا همچنان حافظ منافعشان باشد.اما رفتن شاه از ایران مسیر انقلاب را در سراشیبی بسیار تندی قرار داد و آمریکایی ها ناگهان در بهت انقلاب ایران قرار گرفتندو شوکه شدند و ضربه ای شدید را احساس کردند که تبعات آن ضربه را به وضوح می توان در دشمنی آنها با ملت ایران دید.

آنها این تجربه کسب کرده در ایران را هرگز فراموش نخواهند کرد و دلیل اینکه به سادگی رضایت نمی دهند که مبارک از حکومت مصر کنار رود علت همان تجربه است،چون می دانند اگر مبارک بدون اینکه جایگزینی داشته باشد برود یعنی تکرار خطای ایران و درنتیجه آن از دست دادن اصلی ترین حامی اسرائیل در منطقه که اگر نباشد وجود اسرائیل هم در هاله ای از ابهام است.

درنتیجه مردم هوشیار مصر باید هوشیارتر از همیشه باشند و این برهه سرنوشت ساز تاریخ را به گونه ای رقم بزنند که آمریکا و اسرائیل در آن دخالت نداشته باشند ُ چون این دو منحوس فقط و فقط به منافع خود و برنامه هایی که برای جهان دارند می اندیشند. 

مهدی ارجمند